محمد حسن خان اعتماد السلطنه

752

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

آقا سيد محمد باقر قزوينى ( ص 196 - ص 145 چاپ اول ) فرزند سيد على و از شاگردان شريف العلماء و شيخ على پسر شيخ جعفر نجفى و ملا اسماعيل يزدى ( عقدائى گويا ) كه گويا بسيار خوشنويس و خوش‌بيان و خوش - تقرير بود . برادرى هم داشت به نام حاج ميرزا رفيع كه او هم ملا بود . رياست آقا سيد محمد باقر در قزوين مقارن بود با حكومت امير اصلان خان مجد الدوله و چون حاكم تعدى به مردم مىكرد او را از شهر بيرون كردند و از اين جهت سيد چندى به عراق تبعيد شد و شيخ انصارى از او وساطت كرد و دوباره به او اجازه داده شد كه به قزوين برگردد . ( قصص العلماء ج 2 ص 66 - 70 ) . پدرش آقا سيد على نيز از مجتهدين و ائمهء جماعت قزوين بود . مير محمد صالح ( ص 196 - ص 145 چاپ اول ) پسر مير محمد زمان طالقانى از علماء عصر و از شاگردان ملا خليل قزوينى - مير محمد صالح هم شاگرد آقا جمال خوانسارى بود و خط را نيكو مىنوشت . ( مينودر ، ص 324 ) آقا مير سيد محمد شهشهانى ( ص 197 - ص 146 چاپ اول ) پسر سيد عبد الصمد از علماى معمر و معتبر اصفهان ، شاگرد حاج ملا محمد ابراهيم كلباسى و سيد محمد مجاهد و استاد فاضل اردكانى و جمعى ديگر از علما . وى مخالف چاپ كتابهايش بود . برخى از املاك خود را وقف كرد كه از محل آن كتابهايش را با دست بنويسند و ميان طلاب و اهل علم توزيع نمايند . چه خود اولاد نداشت . وفات او نزديك صبح 5 شنبه دهم ديحجه 1287 اتفاق افتاد ( تذكرة القبور چ 2 ص 29 ) . صاحب ترجمه امام جماعت مسجد ذو الفقار اصفهان بود . حاج محمد جعفر آباده‌اى ( ص 197 - ص 146 چاپ اول ) پسر محمد صفى و از شاگردان حاج سيد محمد باقر حجة الاسلام و از علماى بنام بود ، بسيار خوش‌صحبت و شيرين‌كلام . شارح تجريد الكلام و مؤلف نقود المسائل و يكى در كتاب ديگر . او شب 19 رمضان 1280 در اصفهان درگذشت . وى از اهل صغاد آباده بود و